|
آی آدمها
|
||
|
هر چه می خواهد دل تنگم .... |
چه آرامشی در آب هست .آرامشی که انگار در هیچ جای دیگه ای وجود نداره .یه روز از یه نفر پرسیدم دلیلش رو می دونی ؟ گفت شاید به خاطر اینه که درصد زیادی از ماده وجودی ما آبه !؟ من فکر می کنم شاید هم به خاطر اینه که وقتی هنوز اینجا نیومده بودیم همه ی ما بلا استثنا 9 ماه تموم توی آب شناور بودیم . یه جایی بودیم که هیچ کدوممون یه لحظه ی اون رو هم به یاد نداریم و اصلا شاید هیچ وقت هم فکر نکنیم یه روز اونجا بودیم و....
و اما . خاک .
گاهی که نم بارون می زنه بوی خاک رو حس کردید چه قدر دوست داشتنیه بویی از اون بلند می شه که همه رو دیوونه و مدهوش می کنه،همه لذت می برن ،اصلا یه حال عجیبی داره .خود من که بااین بو همش توی خاطراتم می چرخم و لذت می برم.به نظرم دلیل این که اینقدرعطرخاک آدمها رو جذب می کنه شاید اینه که همه ی ما از خاکیم ،شاید هم دلیل دیگه ای داره .
ولی یه چیز دیگه هست که هنوز نفهمیدم .آتش.
چرا اینقدر از دیدن شعله های آتش لذت می بریم ؟ چرا دوست داریم بهش زل بزنیم .اصلا یه جوری آدم رو میخکوب می کنه که دوست نداریم ازش چشم برداریم .تا حالا خیلی هارو دیدم که کنار آتش نشستن و خیره شدن بهش . هنوز نمی دونم واسه ی چی!؟ یعنی این همون آتش خیره کننده ای هست که می گن ....
|
|