تبليغاتX
آی آدمها - عروش قشنگ ...
 
آی آدمها
 
 
هر چه می خواهد دل تنگم ....
 

بعد از اینکه کلی بهش نگاه کردم ،بالاخره تصمیم خودم رو گرفتم و رفتم داخل مغازه .

 ببخشید آقا ، اون عروستون چنده؟! آقای فروشنده هم گفت :ناقابله ۳۵۰۰۰ تومان

از مغازه رفتم بیرون و دوباره مشغول تماشای پرنده ها شدم ،علی الخصوص اون عروس خوشگل ،خیلی فکرمن رو به خودش مشغول کرده بود ،تا جایی که می خواستم برگردم و اون رو بخرم .اما دوباره پشیمون شدم ،آخه خیلی دلم برای پرنده هایی که توی قفس هستند می سوزه ،تازه من هنوز غم از دست دادن هانی و ویکی رو فراموش نکردم ،دیگه نمی خواهم این قضیه تکرار بشه .البته توی این چهار دیواری که اسمشون گذاشتن خونه همه یه جورایی دوست دارند که یک موجود زنده و طبیعی پیششون باشه اما من دیگه تحمل از دست دادن هیچ حیوونی رو ندارم ، تازه جای خوبی هم برای نگهداری اونها ندارم

فقط امیدوارم یک روز یه خونه داشته باشم که باغ داشته باشه و اونوقت هر جونوری که بتونم ازش مواظبت کنم نگه می دارم  .

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 2:19  توسط م.طبرزدی  | 
 
  بالا