|
آی آدمها
|
||
|
هر چه می خواهد دل تنگم .... |
بعد از اینکه کلی بهش نگاه کردم ،بالاخره تصمیم خودم رو گرفتم و رفتم داخل مغازه .
ببخشید آقا ، اون عروستون چنده؟! آقای فروشنده هم گفت :ناقابله ۳۵۰۰۰ تومان
از مغازه رفتم بیرون و دوباره مشغول تماشای پرنده ها شدم ،علی الخصوص اون عروس خوشگل ،خیلی فکرمن رو به خودش مشغول کرده بود ،تا جایی که می خواستم برگردم و اون رو بخرم .اما دوباره پشیمون شدم ،آخه خیلی دلم برای پرنده هایی که توی قفس هستند می سوزه ،تازه من هنوز غم از دست دادن هانی و ویکی رو فراموش نکردم ،دیگه نمی خواهم این قضیه تکرار بشه .البته توی این چهار دیواری که اسمشون گذاشتن خونه همه یه جورایی دوست دارند که یک موجود زنده و طبیعی پیششون باشه اما من دیگه تحمل از دست دادن هیچ حیوونی رو ندارم ، تازه جای خوبی هم برای نگهداری اونها ندارم
فقط امیدوارم یک روز یه خونه داشته باشم که باغ داشته باشه و اونوقت هر جونوری که بتونم ازش مواظبت کنم نگه می دارم .![]()
|
|